مقالات آموزشی مؤسسه



  01133207477
  info@harmonysari.ir
متن مقاله : سازهای باستانی ایران از آغاز تا هخامنشیان | تاریخ ثبت : 1396/09/01

مهم‌ترین اسناد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته‌های باستان‌شناسی بوده است. بدیهی است چون پهنه فرهنگی  ایران قدیم بسی فراتر از جغرافیای فعلی ایران بوده ، کاوش‌های باستان‌شناسی در سرزمین‌های پیرامونی کنونی ایران نیز در تکمیل تحقیقات سازشناسی باستانی ایران نقش مهمی ایفا کرده است. به‌طوری‌که تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران ، قبل از دست آوردهای این کاوش‌ها، با تکیه بر اشاراتی که در متون کهن تاریخی دراین‌باره وجود داشته است، از دوره هخامنشی عقب‌تر نمی‌رفته است؛ نظیر آنچه در آثار هرودوت و  گزنوفون مورخان یونانی وجود دارد و در آن توضیحاتی درباره حضور موسیقی در دوران هخامنشی داده‌شده است. اما امروزه یافته‌های باستان‌شناسی گواهی می‌دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره‌های قبل‌تر از تاریخ هخامنشیان  و به دوران تمدن عیلامی و حوزه‌های تمدنی کوچک‌تر در  فلات ایران بازمی‌گردد. به‌گونه‌ای که امروزه نقش‌های مانده از سازها و نوازندگان موسیقی در دوران باستانی تمدن ایرانی، قدمتی بیش از هفت هزار سال یافته‌اند.

 در حفاری‌های تل جری فارس در نزدیکی تخت جمشید ،ظرف سفالی ویژه‌ای به‌دست‌آمده است که می‌تواند کاربرد عود سوز  در یک مراسم آیینی را داشته باشد. نقش روی این ظرف که هم‌اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود،گروهی از مردان عریان را نشان می‌دهد که درحالی‌که نیم‌خیز هستند، در لبه دوار ظرف سفالی،حلقه‌ای را تشکیل داده‌اند و هر مرد دست بر شانه مرد روبرو گذاشته است.این ظرف متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد است.

اما غیر از نمونه‌هایی ازاین‌دست که در حفاری‌های تپه‌های باستانی سیلک،تل جری،چشمه‌علی و ... به‌دست‌آمده و نمایانگر برخی آیین‌های باستانی است که در آن رقص و موسیقی با  اشکالی از فرم‌های رقص‌های گروهی وجود دارد، نقش ساز در آثار به‌دست‌آمده ، مشخصا از دوران عیلامی آغازشده است.

مهم‌ترین سند به‌دست‌آمده از این دوران، مربوط به تپه باستانی جغامیش در چهل کیلومتری جنوب شرقی دزفول است. تپه‌ای که چندین دوره تمدنی شامل دورانی قبل از عیلامی‌ها تا دوره ساسانی را در لایه‌های متعدد خویش محفوظ داشته و در این دوره چند هزارساله، اسناد باارزشی از تاریخ تمدن ایرانیان را بازگو کرده است. در کاوش‌هایی که از سال 1961 تا 1966 توسط مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو انجام گرفت،مُهری به دست آمد که یکی از سندهای مهم تاریخ تکامل موسیقی در تمدن انسان به شمار می‌رود.این مهر توسط دو باستان‌شناس از دانشگاه شیکاگو بهنام‌های پی ناس دلوگاس(19751901pinhas delougaz   ) و هلن کانتور(19931919Helene Kantor ) کشف و در گزارش کاوش آنها معرفی شد . در این گزارش آمده است: «این تصاویر با توجه به ارزشی که ازنظر هنری و آگاهی ما نسبت به زندگی این دوران دارند از ارزش‌های والایی برخوردارند  و به‌راستی نخستین یافته‌های بشری هستند که ارزش جهانی دارند. یکی از این نمونه‌ها ، نخستین سندی است که بشر از موسیقی به شکل سازمان‌یافته دارد. در این تصویر گروهی نوازنده نشان داده می‌شوند که در حقیقت پیشرو و نخستین شکل ارکسترهای امروزی را مجسم می‌کند. در این تصویر چنگ بزرگی مشاهده می‌شود که در پشت سر آن نیمرخ نوازنده‌ای در حال زانو زدن دیده می‌شود. فرد دیگری با دست‌های باز در حال طبل زدن به چشم می‌خورد. نوازنده سوم دو آلت شاخ مانند در دست دارد که نشان می‌دهد نوازنده در حال نواختن ساز بادی است که احتمالاً بوق است و آن دیگری که در دست دارد ظاهراً نواختنش متفاوت است. نفر چهارم خواننده را در حال آواز خواندن نشان می‌دهد که دستش را زیر گوشش نهاده، این حالت در آوازخوانی مصر باستان مشاهده می‌شود. این شیوه آوازخوانی هنوز در خاورمیانه متداول است. بنابراین در این تصویر ارکستری را مشاهده می‌کنیم که سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای را در بردارد و خواننده با آن‌ها همکاری می‌کند. اما این ارکستر گوشه‌ای از صحنه اصلی را نشان می‌دهد و نوازندگان به‌جز طبل‌زن همه به سمت راست چرخیده‌اند. در برابر ،مردی مشاهده می‌شود که روی بالشی نشسته و میزی در جلویش قرار دارد که روی آن خوراکی‌های گوناگون چیده شده است و خدمتکار در حال پذیرایی از اوست. می‌توان چنین پنداشت که این تصویر صحنه‌ای را نشان می‌دهد که به مراسم مذهبی بستگی دارد.»(Delouoaz-kantor: 1996)

وجود چنین سندی در میان آثار به‌جای مانده از ایران باستان ، برریشه‌های تمدن باستانی موسیقی  ایران صحه می‌گذارد. بااین‌حال چندان روشن نیست که تمدن موجود در تپه چغامیش را باید جزئی از تمدن‌های شناخته‌شده منطقه دانست یا گنجینه به‌دست‌آمده از آن، گویای یکی از تمدن‌های کهن ناشناخته ایران باستان است. هلن کانتور درباره کاوش‌های چغامیش در موزه ایران باستان و در سال 1351  سخنرانی‌ای با عنوان« شهری در سپیده‌دم تاریخ » ایراد کرده و در آن به این مطلب اشاره‌کرده  است : « در این تپه این واقعیت نهفته است که از هفتمین هزاره پیش از عصر جدید تا شکوفایی کامل تمدن شوش فرهنگ‌هایی در این منطقه بی‌وقفه جانشین یکدیگر بوده‌اند.از قاعده تا راس این تپه 15 لایه روی‌هم قرارگرفته است .بر خاک زرین آثاری از فرهنگ و تمدن و مدنیت در 9 هزار سال پیش به چشم می‌خورد این انسان‌ها چگونه می‌زیسته‌اند ؟ درباره اینان نمی‌توان گفت عیلامی بوده‌اند. مردم این شهر کوچک 7 هزار سال قبل از میلاد از کشاورزی و دام‌پروری گذران می‌کردند.»(افشار: 17:1373) وجود چنین تمدنی بی‌شک بیانگر تمدن‌هایی مشابه و هم‌زمان در فلات ایران  بوده  و می‌تواند گواهی به وجود و بر اهمیت موسیقی در این پهنه وسیع باشد.

از تمدن عیلامی همچنین نقش برجسته‌ای در آثار باقی‌مانده از «کول نارسینا » یا« فره »(فرح؟) به‌دست‌آمده است که چند ساز باستانی ایران را نشان می‌دهد.کول در زبان محلی به معنای تنگه است. نارسینا که به «کول فرعون» هم معروف است در  شمال شهرستان ایذه و منطقه موسوم به«مالمیر» قرار دارد و در آن مجموعا 6 سنگ‌نگاره بر روی یک فرورفتگی در بخش کوهستانی منطقه  قابل‌مشاهده است که به عقیده برخی باستان شناسان ، بقایای پرستشگاه  و یک مکان مذهبی بوده است. (کام بخش فرد:1380)

رومن گیرشمن (۱۸۹۵-۱۹۷۹Roman Ghirshman ) باستان‌شناس مشهور فرانسوی که سرپرست کاوش در منطقه خوزستان و تمدن عیلامی بود، در دهه 40 این دره را مورد کاوش قرار داده است.او نیز برریشه‌های مذهبی کول فره تاکید می‌کند. متن موجود در کنار این تصاویر گواهی می‌دهد که این مراسم در حضور پادشاه برگزار می‌شده و می‌تواند صحنه‌هایی از دربار و قربانی حیوانات نزد حاکم عیلام باشد. بخصوص آنکه متن میخی موجود در یکی از  الواح، از زبان حاکم عیلامی است:«من هانی پسر تاهی هی حاکم آیاپیر هستم. من مجسمه‌ام را در اینجا بر پا داشته‌ام پس‌ازآنکه رب‌النوع سراپا مسلح تیروتور خدای منطقه سیل هیته حمایتش را بر من ارزانی کرده بود ». (صراف: 1372)  در این لوح بزرگ که سمت چپ دره با نام لوح شماره یک نام‌گذاری شده ، یکی از مهم‌ترین اسناد مربوط به سازهای باستانی نقش بسته است ؛  دو نوع از چنگ های باستانی و یکی از سازهای کوبه ای آن دوران در این نقش مشاهده می‌شود. دسته سه نفره نوازندگان،دو گاو و  بزی در حالی قربانی شدن،‌ سه قوچ وحشی قربانی شده و سه کاهن، نقشهای مانده بر روی لوح شماره یک است که در ارتفاع دره قرار دارد. شاه هانی یکی از حاکمان مستقل آیاپیر که همزمان با شوتروک نهونته دوم پادشاه عیلام در سال 2700 پ م بوده ،در مرکز نقش قرار دارد و به شکل بارزی بزرگتر از سایر نقوش مردان دیگر صحنه است. پیشوایان مذهبی در حال تقدیم قربانی (قوچ)دیده می شوند و بالای سر آنها سه نوازنده عیلامی وجود دارد که دو تن از آنها مشغول نواختن ساز چنگ هستند و نفر سوم سازی شبیه دایره می نوازد. نوازندگان جملگی لباسهای بلند و رسمی پوشیده اند. می توان تصور کرد که این تصویر نقشی از یک مراسم رسمی بوده است. به همین دلیل می توان گفت در مراسم های رسمی عیلامیها، ادوات موسیقی حضور متداول و مهم داشته است . وجود نام نوازندگان این مراسم در متن کتیبه شماره یک این نقش بر این مدعا تاکید می‌کند: از نوازنده چنگ با نام سونکیر(sunkir)، نوازنده فلوت با نام سونکیرشو(Sunkir-shu) و یک نوازنده  چنگ که نامش تخریب شده ، در متن کتیبه یاد شده است(صراف 1387:34) «لوئی واندنبرگ» باستان شناس نامداری که  در سال 1978 میلادی هیات باستان‌شناسی بلژیکی را در کاوش  های پشت کوه لرستان سرپرستی می کرد، در کتاب «باستان‌شناسی ایران» این نقش حجاری شده تمدن عیلامی و وجود سازها در آن را تفسیر کرده است .( وان دن برگ :1345)  با این حال برخی مفسران، این نقش حجاری شده تمدن عیلامی را مربوط به شکارگاه سلطنتی دانسته اند.(لاورگرن: 2003) این تفسیر نیز می‌تواند محتمل باشد، چرا که سنت حضور نوازندگان ویژه درباری در شکارگاه های سلطنتی، تا دوره قاجار در ایران، پا برجا بوده و عکس هایی از آن در آلبوم خانه کاخ گلستان، باقی مانده است.

چنگ های موجود در نقش نگاره «کول فرح » از دوخانواده سازهای زهی مضرابی دوره عیلامی هستند. تفاوت این چنگ ها در قرارگیری محفظه صوتی آن دواست که یکی در پایین و دیگری در بالا قراردارد.

فارمر از این ساز با نام «ون» یاد کرده است. «ون» با فتحه، نام درخت زبان گنجشک و در زبان پهلوی ون یا وون است. وجه تسمیه اطلاق ون به چنگ باستانی عیلام،به جنس بدنه ساز مربوط می‌شود که از چوب این درخت تهیه می‌شده است. این واژه  در عربی به صورت وَن یا صنج وجنک درآمده است (بینش:۱۹:۱۳۷۸) درطاق بستان نیز نقش نگاره های سنگی باقی مانده از دوره ساسانی حاوی تصاویری از همین چند نمونه متفاوت چنگ در ایران باستان است. تفاوت میان این دو چنگ که می توانند به چنگ قوسی و چنگ زاویه ای تقسیم بندی شوند، در ارتباط میان محور جعبه صوتی با دسته حامل سیستم کوک است. درچنگ قوسی این دسته در امتداد محور جعبه است، حال اینکه در چنگ زاویه ای، دسته عمود برجعبه صوتی قرار می گیرد. جعبه صوتی محفظه ای چوبی بوده که در سمت اتصال به تارهای چنگ، به وسیله پوست حیوانات و یا قطعه چوب مشبک پوشیده  می‌شده است تا طنین حاصل از ارتعاش تارها را تقویت کند. تفاوت عمده چنگ عیلامی با چنگ بین النهرین، در کوچکی چنگ عیلامی در تمدن ایران باستان است که اندازه ای در حدود نصف چنگ بین النهرین دارد. (لاورگرن: 2003) درمیان مجسمه های سفالی کشف شده از تمدن عیلامی نیز، چندین تندیس سفالی قالبی وجود دارد که نوازنده هایی را درحال نواختی عود دسته بلند نشان می‌دهد. چند نمونه منحصر به فرد از این نوع تندیس در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود و از ۲۴تا۳۱شماره گذاری شده است. درمجسمه شماره ۲۴، ساعد نوازنده عمود بر بدن و دسته ساز کمی متمایل به بالا است. در این مجسمه ساعد کاملاً از زیر کاسه عبور کرده و محل مضراب در انتهای محدوده یک پنجم دسته قرار گرفته است. کاسه طنینی ساز، بسیار کوچک و دسته ساز به نسبت آن بسیار بلند است.

 در مجسمه شماره ۲۶،کاسه ساز کمی بزرگترشده و دسته نسبت کم تری با کاسه یافته است. ساعد هم عمود بر بدن نیست و زاویه ای حدود ۳۰درجه پیدا کرده است. ساعد گرچه از زیر کاسه رد شده ،اما محل مضراب (مضراب خور)، به کاسه طنینی نزدیک تر است.

آنچه که این مجسمه را منحصر به فرد می‌کند، تشابه آن با تنبورهای خراسانی و سنت بستن کلاف ابریشم در بالای دسته است.سنتی که در این تندیس نیز دیده می‌شود. بر این اساس می توان احتمال داد که جنس وتر این سازه ها، ابریشم بوده است.سستی وتر ابریشم واحتمال پاره شدن مکرر وتر، باعث می شد تا وترها به کلافی برسند که همواره در بالای دسته آویزان بوده اند. در ایران و آسیای میانه، سازهای زهی مضرابی که با دست یا مضراب نواخته می شوند و از خانواده لوط ها هستند، عمدتاً‌ وترهایی از جنس روده و کمتر از جنس ابریشم داشته اند و امروزه عموماً‌ جای خود را به سیم های فلزی داده است. با این حال بستن کلاف های تزیینی و آویزهای پارچه ای و یا (گرچه به ندرت) طلسمات و تعویضات در بالای دسته،سنتی است که تا امروز ادامه یافته است و می‌تواند در این تندیس نیز چنین کارکردی داشته باشد.

تندیس شماره ۲۷مردی برهنه است که لوط دسته بندی را دردست دارد.ساعد او عمود بربدن قرارگرفته و انگشتانش از زیر کاسه، متمایل به محل مضراب شده است. دسته ساز نیز با زاویه ای حدود ۳۰درجه به سمت بالا متمایل است. این مجسمه مربوط به اواسط هزاره دوم پیش از میلاد است.

مجسمه بعدی که با شماره ۳۰در ویترین نگهداری اشیاء ایرانی در موزه لوور نگهداری می‌شود، مرد عیلامی است. ساز دست او، کاسه طنینی کوچک‌تری دارد. زاویه دسته کمتر است و ساعد کاملاً‌ از زیر کاسه عبور کرده و دست جلوتر از کاسه طنینی قرارگرفته و به نظر چیزی شبیه مضراب در دست گرفته است.

از این دوران، مجسمه سفالی دیگری  در موزه آبگینه تهران نگهداری می‌شود که به شماره ۶۵۹ -س ثبت شده است. پیکرسفالی یاد شده ، یک زن نوازنده است و به اواسط هزاره دوم قبل از میلاد تعلق دارد. این تندیس از منطقه جنوب غربی ایران کشف شده واز دوران عیلام میانی به جای مانده است. ساز در این پیکره عمود بر بدن و به صورت افقی کامل قرار دارد. و لوط دارای دسته کوتاهتری است.

وجود تندیس سفالی از نوازنده زن، نشان دهنده موقعیت عام و همه گیر موسیقی، بدون تمایز جنسی و نیز جایگاه زنان تمدن عیلامی نیز هست. این مجموعه تندیس که جملگی سفالی قالبی هستند، می‌تواند کارکردهای مذهبی عمومی داشته باشد. تولید انبوه و تعداد اشکالی که  دارند، آنها  را بدل به یک شی عمومی با کارکرد های شبیه به اشیای متداول در آیین ها کرده است.

از دوران عیلامی پایانی  نیز مجموعه ای از زنگوله ها و زنگ هایی باقی مانده که کارکردهای متعددی ازجمله گردن آویز دام ها و ابزار تفریج کودکان داشته است. نظیر زنگ مفرغی زیویه کردستان متعلق به هزاره یکم پیش از میلاد ویا زنگوله های مفرغی خوردین تهران و لکورز گیلان متعلق به همین دوران.به نظر می رسد زنگوله های تزیینی عمارلو و مارلیک گیلان ، که عموماً به شکل قفس و پرنده هستند از نظر تزیینات و ظرافت و تاکید بر جزئیات، کارکردی متفاوت از گردن آویز دام و تفریح کودکان در زنگوله های سایر نقاط داشته است.

در تمدن عیلامی ، سازهای زهی مضرابی کارکردهای رسمی داشته اند. در این میان حضور چنگ در نقش‌هایی که از حضور شخص اول و مقام پادشاه باقی مانده، محسوس و معنا دار است. به این اعتبار می توان چنگ را ساز رسمی دربار پادشاهی ایران در ایران باستان قلمداد کرد.موقعیتی که تا پایان دوران ساسانی نیز محفوظ مانده است. در برابر چنگ به عنوان ساز رسمی آیین‌های درباری،به نظر می سد لوط دسته بلند کارکردهای مذهبی و آیینی داشته است.

خروج

سازهای باستانی ایران از آغاز ت ...

سازهای باستانی ایران از آغاز ت ...

سازهای باستانی ایران از آغاز ت ...

دسته بندی : سازشناسی

تاریخ ثبت : 1396/09/01

ادامه مطلب

متن مقاله : همه چیز درباره موسیقی درمانی | تاریخ ثبت : 1396/08/29

«موسیقی درمانی و شنیدن موسیقی به عنوان عامل التیام بخش و شافی جان‌ها قدمتی به درازای تاریخ دارد و از هزاره ی پیشین در نگرش‌های شرقی و هم غربی مورد توجه بوده‌است» پورسینا
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: اغلب انسان ها با گوش دادن به نوای موسیقی غرق لذت مي‏شوند، بی آن كه متوجه تغييرات ذهني، جسمي و رواني ناشي از آن باشند.اما حقيقت امر اين است كه در سال‏هاي اخير مشخص شده، موسيقي موجب ايجاد تغييرات فیزیکی و روحی قابل ملاحظه‏اي در افراد مي‏گردد و بر همين مبنا امروزه در جهان با موضوع و مفهوم جديدي در حيطه ی روش‏هاي روان درماني به نام موسيقي درماني مواجه‏ايم كه بر پایه ی آن تحقيقات علمي گسترده‏اي بر اثر بخشيِ درمان با موسيقي بر افرادی که دچار مشكلات جسمي و ناراحتي‏هاي رواني هستند ،صورت پذيرفته است.
تأثير موسيقي بر روحیات و فکر انسان از هزاران سال پيش مطرح بوده است و بررسي آثار باستانی به جا مانده از مناطق گوناگون جهان بر اين واقعيت تأكيد می کند كه موسيقي ريشه در اعماق تاريخ دارد. به عنوان مثال بنا به روايات تاریخی، عبرانيان داراي موسيقي خاص خود بوده‏اند به طوري كه در تورات نيز از نبل و هينور كه دو آلت موسيقي رسمي بوده‏اند ياد شده است . در چين باستان از موسيقي به عنوان جوهر نظام جهان و عنصر متعادل كننده بين زمين و سماوات نام برده شده است. مردمان مصر کهن نیز معتقد بودند كه خدا دنيا را با علامتِ دست خلق كرده كه اين علامات شامل يك فاصله موسيقي با تركيب صوتي خاصِ خود می باشد.
در کل بازنگري تاريخ نشان مي‏دهد كه تمدن ها و فرهنگ های مختلف داراي موسيقي منحصر به خود بوده و در هر برهه‏ ی تاریخی از این هنر جهت درمان بيماري‏هاي جسمي و ناراحتي‏هاي رواني سود جسته اند.

 

با این كه تلفيق موسيقي و روان‏شناسي از ابتكارات دانشمندان جديد است اما ‌چنين ايده‏اي از ديرباز در تمدن‏هاي بشري وجود داشته است. نكته جالب توجه اين بوده كه در روایت های تاریخی اولين مدارك مربوط به استفاده از موسيقي در درمان مشكلات روحي به استفاده حضرت داود براي درمان شائول (اولين پادشاه بنی اسرائيل) برمي‏گردد، كه بنا به مستندات تاريخي حضرت داود با استفاده از نواختن چنگ و آواز قادر به كاهش يا درمان غمگيني، نوميدي و افسردگي شائول گرديد . پیشینه ی استفاده از موسیقی به عنوان یکی از روش های درمانی به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. افلاطون درباره تاثیر موسیقی گفته‌است :«موسیقی برای ادامه زندگی بشر ضروری است. شما ثقیل‌ترین روح را در اختیار من بگذارید من قادرم که به نیروی موسیقی سنگینی و کدورت دوران را از وی زدوده و مردی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم»
از آن دوران به بعد موسیقی نیز به عنوان یک عامل بهبود دهنده، کم و بیش مورد استفاده قرار می گرفت. اما در قرن بیستم این موضوع به صورت جدی تری بررسی شد و در زمان جنگ جهانی اول از موسیقی برای بهبود وضعیت روحی مصدومین استفاده شد و به تدریج این شاخه ی درمانی تکامل یافت به طوری که در سال ۱۹۴۴ اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در دانشگاه میشگان ایالات متحده برگزار گردید.

 

در سال ۱۹۵۰ انجمن جهانی موسیقی درمانی تاسیس شد و در سال ۱۹۷۱ انجمن موسیقی درمانی آمریکا (AAMT) به صورت رسمی آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید و اینچنین بود که این هنر و دانش پزشکی در کنار یکدیگر و به صورت جدی و با هدف واحدِ کمک به بیماران ، فعالیت خود را جنبه ی رسمی و جهانی بخشیدند.

  • موسيقي درماني چيست ؟

تاثير موسيقي بر بدن انسان به اندازه ای است كه امروزه در جهان جايگاه خاصي براي بهبود و درمان بسياري از بيماري‌‌ها پيدا كرده است.موسيقي درماني حاصل تركيب علم روان‏شناسي و هنر موسيقي است و شامل شيوه ی حسي از طريق صدا براي مقاصد درماني است كه در ارتباط با مشكلات جسماني (نظیر مشكلات گوارشي، آسم، آلرژي ها، انواع دردهاي خفيف تا متوسط، كنترل ضربان قلب و تنفس و ….) و مشكلات روان شناختي (انواع افسردگي و اضطراب‏ها، مشكلات هيجاني و عاطفي و ….) به كار مي‏رود.

 

مقاله: همه چیز درباره موسیقی درمانی – بخش اول

3,636 نمایش

 

melodymag

«موسیقی درمانی و شنیدن موسیقی به عنوان عامل التیام بخش و شافی جان‌ها قدمتی به درازای تاریخ دارد و از هزاره ی پیشین در نگرش‌های شرقی و هم غربی مورد توجه بوده‌است» پورسینا
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: اغلب انسان ها با گوش دادن به نوای موسیقی غرق لذت مي‏شوند، بی آن كه متوجه تغييرات ذهني، جسمي و رواني ناشي از آن باشند.اما حقيقت امر اين است كه در سال‏هاي اخير مشخص شده، موسيقي موجب ايجاد تغييرات فیزیکی و روحی قابل ملاحظه‏اي در افراد مي‏گردد و بر همين مبنا امروزه در جهان با موضوع و مفهوم جديدي در حيطه ی روش‏هاي روان درماني به نام موسيقي درماني مواجه‏ايم كه بر پایه ی آن تحقيقات علمي گسترده‏اي بر اثر بخشيِ درمان با موسيقي بر افرادی که دچار مشكلات جسمي و ناراحتي‏هاي رواني هستند ،صورت پذيرفته است.
تأثير موسيقي بر روحیات و فکر انسان از هزاران سال پيش مطرح بوده است و بررسي آثار باستانی به جا مانده از مناطق گوناگون جهان بر اين واقعيت تأكيد می کند كه موسيقي ريشه در اعماق تاريخ دارد. به عنوان مثال بنا به روايات تاریخی، عبرانيان داراي موسيقي خاص خود بوده‏اند به طوري كه در تورات نيز از نبل و هينور كه دو آلت موسيقي رسمي بوده‏اند ياد شده است . در چين باستان از موسيقي به عنوان جوهر نظام جهان و عنصر متعادل كننده بين زمين و سماوات نام برده شده است. مردمان مصر کهن نیز معتقد بودند كه خدا دنيا را با علامتِ دست خلق كرده كه اين علامات شامل يك فاصله موسيقي با تركيب صوتي خاصِ خود می باشد.
در کل بازنگري تاريخ نشان مي‏دهد كه تمدن ها و فرهنگ های مختلف داراي موسيقي منحصر به خود بوده و در هر برهه‏ ی تاریخی از این هنر جهت درمان بيماري‏هاي جسمي و ناراحتي‏هاي رواني سود جسته اند.
melodymag

با این كه تلفيق موسيقي و روان‏شناسي از ابتكارات دانشمندان جديد است اما ‌چنين ايده‏اي از ديرباز در تمدن‏هاي بشري وجود داشته است. نكته جالب توجه اين بوده كه در روایت های تاریخی اولين مدارك مربوط به استفاده از موسيقي در درمان مشكلات روحي به استفاده حضرت داود براي درمان شائول (اولين پادشاه بنی اسرائيل) برمي‏گردد، كه بنا به مستندات تاريخي حضرت داود با استفاده از نواختن چنگ و آواز قادر به كاهش يا درمان غمگيني، نوميدي و افسردگي شائول گرديد . پیشینه ی استفاده از موسیقی به عنوان یکی از روش های درمانی به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. افلاطون درباره تاثیر موسیقی گفته‌است :«موسیقی برای ادامه زندگی بشر ضروری است. شما ثقیل‌ترین روح را در اختیار من بگذارید من قادرم که به نیروی موسیقی سنگینی و کدورت دوران را از وی زدوده و مردی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم»
از آن دوران به بعد موسیقی نیز به عنوان یک عامل بهبود دهنده، کم و بیش مورد استفاده قرار می گرفت. اما در قرن بیستم این موضوع به صورت جدی تری بررسی شد و در زمان جنگ جهانی اول از موسیقی برای بهبود وضعیت روحی مصدومین استفاده شد و به تدریج این شاخه ی درمانی تکامل یافت به طوری که در سال ۱۹۴۴ اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در دانشگاه میشگان ایالات متحده برگزار گردید.
melodymag

در سال ۱۹۵۰ انجمن جهانی موسیقی درمانی تاسیس شد و در سال ۱۹۷۱ انجمن موسیقی درمانی آمریکا (AAMT) به صورت رسمی آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید و اینچنین بود که این هنر و دانش پزشکی در کنار یکدیگر و به صورت جدی و با هدف واحدِ کمک به بیماران ، فعالیت خود را جنبه ی رسمی و جهانی بخشیدند.

  • موسيقي درماني چيست ؟

تاثير موسيقي بر بدن انسان به اندازه ای است كه امروزه در جهان جايگاه خاصي براي بهبود و درمان بسياري از بيماري‌‌ها پيدا كرده است.موسيقي درماني حاصل تركيب علم روان‏شناسي و هنر موسيقي است و شامل شيوه ی حسي از طريق صدا براي مقاصد درماني است كه در ارتباط با مشكلات جسماني (نظیر مشكلات گوارشي، آسم، آلرژي ها، انواع دردهاي خفيف تا متوسط، كنترل ضربان قلب و تنفس و ….) و مشكلات روان شناختي (انواع افسردگي و اضطراب‏ها، مشكلات هيجاني و عاطفي و ….) به كار مي‏رود.
melodymag

  • فرایند و تاثیر موسيقي بر بهداشت جسماني و رواني: اثر بخشی طبي و روان پزشكي

در بررسي‏های علمی مشخص شده است كه شنيدن موسيقي با تغييرات ضربان قلب، نبض و فشار خون همراه مي‏گردد، به شکلی که ضربان قلب انسان با اصوات موسيقايي هماهنگ گشته در مقابل فركانس، ضرب و شدت صدا واكنش نشان داده، دچار افزايش يا كاهش مي‏گردد.

برای مثال شنيدن موسيقي های آرام منجر به كاهش ضربان قلب شده و از تنش و فشار رواني مي‏كاهد. در اين زمينه موسیقی درمانگر بریتانیایی به نام پُل نيوهام معتقد است «موسيقي يك دستگاه، تنظيم ضربان قلب بوده و منجر به تقويت عضلات قلب و انبساط ريه‏ها مي‏گردد.همچنين موسيقي قادر است فشار خون را تغيير دهد و همان طوري كه سر و صداي زياد ممكن است باعث افزايش فشار خون تا ۱۰% شود «مكانيسم احتمالي ترشح آدرنالين و نورآدرنالين مي‏باشد» آزمايشات نشان داده‏اند كه فشار خون دياستوليك و سيستوليك مي‏تواند در جلسات موسيقي درماني به تدريج كاهش يابند.
يك نكته جالب درخصوص تأثيرات موسيقي بر وضعيت جسماني، ترشح آندرفين در پاسخ به شنيدن موسيقي خصوصاً هنگامي كه اجرا به شكل زنده و توام با شعر و آواز است، مي‏باشد.

مقاله: همه چیز درباره موسیقی درمانی – بخش اول

3,636 نمایش

 

melodymag

«موسیقی درمانی و شنیدن موسیقی به عنوان عامل التیام بخش و شافی جان‌ها قدمتی به درازای تاریخ دارد و از هزاره ی پیشین در نگرش‌های شرقی و هم غربی مورد توجه بوده‌است» پورسینا
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: اغلب انسان ها با گوش دادن به نوای موسیقی غرق لذت مي‏شوند، بی آن كه متوجه تغييرات ذهني، جسمي و رواني ناشي از آن باشند.اما حقيقت امر اين است كه در سال‏هاي اخير مشخص شده، موسيقي موجب ايجاد تغييرات فیزیکی و روحی قابل ملاحظه‏اي در افراد مي‏گردد و بر همين مبنا امروزه در جهان با موضوع و مفهوم جديدي در حيطه ی روش‏هاي روان درماني به نام موسيقي درماني مواجه‏ايم كه بر پایه ی آن تحقيقات علمي گسترده‏اي بر اثر بخشيِ درمان با موسيقي بر افرادی که دچار مشكلات جسمي و ناراحتي‏هاي رواني هستند ،صورت پذيرفته است.
تأثير موسيقي بر روحیات و فکر انسان از هزاران سال پيش مطرح بوده است و بررسي آثار باستانی به جا مانده از مناطق گوناگون جهان بر اين واقعيت تأكيد می کند كه موسيقي ريشه در اعماق تاريخ دارد. به عنوان مثال بنا به روايات تاریخی، عبرانيان داراي موسيقي خاص خود بوده‏اند به طوري كه در تورات نيز از نبل و هينور كه دو آلت موسيقي رسمي بوده‏اند ياد شده است . در چين باستان از موسيقي به عنوان جوهر نظام جهان و عنصر متعادل كننده بين زمين و سماوات نام برده شده است. مردمان مصر کهن نیز معتقد بودند كه خدا دنيا را با علامتِ دست خلق كرده كه اين علامات شامل يك فاصله موسيقي با تركيب صوتي خاصِ خود می باشد.
در کل بازنگري تاريخ نشان مي‏دهد كه تمدن ها و فرهنگ های مختلف داراي موسيقي منحصر به خود بوده و در هر برهه‏ ی تاریخی از این هنر جهت درمان بيماري‏هاي جسمي و ناراحتي‏هاي رواني سود جسته اند.
melodymag

با این كه تلفيق موسيقي و روان‏شناسي از ابتكارات دانشمندان جديد است اما ‌چنين ايده‏اي از ديرباز در تمدن‏هاي بشري وجود داشته است. نكته جالب توجه اين بوده كه در روایت های تاریخی اولين مدارك مربوط به استفاده از موسيقي در درمان مشكلات روحي به استفاده حضرت داود براي درمان شائول (اولين پادشاه بنی اسرائيل) برمي‏گردد، كه بنا به مستندات تاريخي حضرت داود با استفاده از نواختن چنگ و آواز قادر به كاهش يا درمان غمگيني، نوميدي و افسردگي شائول گرديد . پیشینه ی استفاده از موسیقی به عنوان یکی از روش های درمانی به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. افلاطون درباره تاثیر موسیقی گفته‌است :«موسیقی برای ادامه زندگی بشر ضروری است. شما ثقیل‌ترین روح را در اختیار من بگذارید من قادرم که به نیروی موسیقی سنگینی و کدورت دوران را از وی زدوده و مردی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم»
از آن دوران به بعد موسیقی نیز به عنوان یک عامل بهبود دهنده، کم و بیش مورد استفاده قرار می گرفت. اما در قرن بیستم این موضوع به صورت جدی تری بررسی شد و در زمان جنگ جهانی اول از موسیقی برای بهبود وضعیت روحی مصدومین استفاده شد و به تدریج این شاخه ی درمانی تکامل یافت به طوری که در سال ۱۹۴۴ اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در دانشگاه میشگان ایالات متحده برگزار گردید.
melodymag

در سال ۱۹۵۰ انجمن جهانی موسیقی درمانی تاسیس شد و در سال ۱۹۷۱ انجمن موسیقی درمانی آمریکا (AAMT) به صورت رسمی آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید و اینچنین بود که این هنر و دانش پزشکی در کنار یکدیگر و به صورت جدی و با هدف واحدِ کمک به بیماران ، فعالیت خود را جنبه ی رسمی و جهانی بخشیدند.

  • موسيقي درماني چيست ؟

تاثير موسيقي بر بدن انسان به اندازه ای است كه امروزه در جهان جايگاه خاصي براي بهبود و درمان بسياري از بيماري‌‌ها پيدا كرده است.موسيقي درماني حاصل تركيب علم روان‏شناسي و هنر موسيقي است و شامل شيوه ی حسي از طريق صدا براي مقاصد درماني است كه در ارتباط با مشكلات جسماني (نظیر مشكلات گوارشي، آسم، آلرژي ها، انواع دردهاي خفيف تا متوسط، كنترل ضربان قلب و تنفس و ….) و مشكلات روان شناختي (انواع افسردگي و اضطراب‏ها، مشكلات هيجاني و عاطفي و ….) به كار مي‏رود.
melodymag

  • فرایند و تاثیر موسيقي بر بهداشت جسماني و رواني: اثر بخشی طبي و روان پزشكي

در بررسي‏های علمی مشخص شده است كه شنيدن موسيقي با تغييرات ضربان قلب، نبض و فشار خون همراه مي‏گردد، به شکلی که ضربان قلب انسان با اصوات موسيقايي هماهنگ گشته در مقابل فركانس، ضرب و شدت صدا واكنش نشان داده، دچار افزايش يا كاهش مي‏گردد.

برای مثال شنيدن موسيقي های آرام منجر به كاهش ضربان قلب شده و از تنش و فشار رواني مي‏كاهد. در اين زمينه موسیقی درمانگر بریتانیایی به نام پُل نيوهام معتقد است «موسيقي يك دستگاه، تنظيم ضربان قلب بوده و منجر به تقويت عضلات قلب و انبساط ريه‏ها مي‏گردد.همچنين موسيقي قادر است فشار خون را تغيير دهد و همان طوري كه سر و صداي زياد ممكن است باعث افزايش فشار خون تا ۱۰% شود «مكانيسم احتمالي ترشح آدرنالين و نورآدرنالين مي‏باشد» آزمايشات نشان داده‏اند كه فشار خون دياستوليك و سيستوليك مي‏تواند در جلسات موسيقي درماني به تدريج كاهش يابند.
يك نكته جالب درخصوص تأثيرات موسيقي بر وضعيت جسماني، ترشح آندرفين در پاسخ به شنيدن موسيقي خصوصاً هنگامي كه اجرا به شكل زنده و توام با شعر و آواز است، مي‏باشد.
melodymag

آندرفين نوعي داروي مخدر در مغز است كه باعث كاهش شدت درد شده و با احساس لذت و نئشگي همراه است». تحقيقات جديد مويد اين نظريه است كه افزايش ترشح آندرفين، با افزايش ميزان سلول‏هاي ” تــی” T و لينفوسيت‏ها که سلول های جنگجوی بدن در مقابل بیماری ها هستند،همراه می باشد. در چنين وضعيتي قدرت سيستم دفاعي بدن افزايش يافته و مقاومت انسان در برابر بيماري‏ها بيشتر مي‏شود.
از سوي ديگر موسيقي روي دستگاه تنفسي اثرات مطلوب دارد، تنفس داراي ريتم است، به علاوه تنفس آرام و عميق باعث آرامش و كنترل عواطف فرد مي‏گردد و نيز با سوخت و ساز بهتر بدن مربوط است بنابراين يك موسيقي خوشايند مي‏تواند از طريق لذت‏بخشي و تغييرات تنفسي، تأثيرات مثبت قابل ملاحظه‏اي بر جسم فرد داشته باشد. به علاوه موسيقي منجر به تغييراتي در بدن مي‏گردد كه به هضم غذا كمك مي‏كند. در اين زمينه پژوهشگران دانشگاه جان هاپكينگ از موسيقي درماني به عنوان درمان جانشين در مشكلات سؤهاضمه سود جسته اند.

  • شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی

خروج

همه چیز درباره موسیقی درمانی

همه چیز درباره موسیقی درمانی

همه چیز درباره موسیقی درمانی

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1396/08/29

ادامه مطلب

متن مقاله : تاریخچه موسیقی ایرانی | تاریخ ثبت : 1396/08/29

از مهمترین مُهرنگاره‌های خنیاگری (:موسیقی) در جهان؛ باید از آنچه که در «تپه چغامیش» دزفول برجای مانده، یاد کرد که در سالهای ۱۹۶۱–۱۹۶۶ میلادی، یافت شده است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خنیاگران(:ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که «آواز» می‌خواند. همچنین در این بزم کهن، آزاده‌ای را می‌بینیم که بر فرشی نشسته و از او پذیرایی می‌شود. ما همانند این خنیاگران را در ایلام و در سده ۲۷ پیش از میلاد و از زمان پادشاهی «پوزوز این شوشیناک» در شوش می‌شناسیم. از همین گاه، مُهر و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می‌زیستند. در این هنگام، نواختن چنگ بسیار گسترش داشته است و این ساز از ساخته‌های ایرانیان است. ما، نگاره‌ای را در دست داریم و میدانیم که در پادشاهی «شوکال ماه هو» و از سده ۱۷ پیش از میلاد در ایران، تار نواخته می‌شد. با یافتن یک کنده کاری در ایلام بازهم آگاهی داریم که خنیاگران ایرانی؛ دَف را همراه چنگ می‌نواختند. در این کنده کاری همچنین دیده می‌شود که از میان ۱۱ تن خنیاگر؛ ۸ تن چنگ، ۲ تن نی و یک تن دهل می‌نوازند. ۱۵ زن خواننده، در میان رامشگران دیده می‌شوند که در حال کف زدن هستند. باید افزود که از این نمونه‌ها در سراسر ایران بسیار دیده شده است. ما به یاری باستان شناسی از لرستان مانند ایلام آگاهی داریم که در این بخش از ایران هم از سده ۹ پیش از میلاد، تار نواخته می‌شده است. در بخشهای دیگری از ایران و از سال ۵۵۹ پیش از میلاد، سفالهایی در تپه سیلک کاشان و مرودشت پیدا شده که سیمایی از پایکوبی و دست افشانی بر آنها نگارگری شده است.[۱]

پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنان‌که بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است.[۲]

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از «موسیقی ایران باستان» و یا به عبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، به ندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴–۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی‌مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت» ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است.

از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در دربارها داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دربارها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲–۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه 'خنیا می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراتوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام سلطنتی خسروانی شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند،»دستگاه‌ها از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودی‌ها احتمالاً به دلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئله‌ای غیراخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.

موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گویی بوده و اساس آن یک سری از مدل‌ها قیاسی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان دارای ارتباطی سنتی بوده‌اند که این ارتباط در قرن بیستم و به موازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها رو به زوال نهاده‌است.

یک نمایش مرسوم این موسیقی، از «پیش درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ، وزن دار بهمراه آواز خواننده)، «چهار مضراب» (وزن دار) و تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات) تشکیل می‌شود. بصورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶–۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مدهای این موسیقی در مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌شوند. تفصیل اینکه باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب فراگیر موسیقی می‌خواندند. بیش از تأثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مدهای ایرانی هستند.

در طول تاریخ؛ موسیقی سنتی بیشتر با صوت در ارتباط بوده‌است؛ و حتی سرایندگان نقشی اساسی را در خلق و اجرای آن داشته‌اند: او تصمیم می‌گیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته می‌گردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و... مشخص می‌نمودند.

قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از "اوستا کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه می‌نمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها دربارهٔ خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالاً «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علی‌رغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند.

هنگامی که اسلام بعنوان مذهب مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعدها دلسرد کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مدها بود. موسیقی سنتی تا قرن بیستم در دادگاه‌ها نواخته می‌گردید. در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته می‌شد.

شایان ذکر است که چند تحرک احتمالاً باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولاً بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصاً حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند. علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنج‌ها خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچه‌است که امروزه بسیاری از یادبودهای آن مانند گوشه‌ها (حسینی جامه دران شبدیز...)گواه این مدعاست.

منبع: ویکی پدیا

خروج

تاریخچه موسیقی ایرانی

تاریخچه موسیقی ایرانی

تاریخچه موسیقی ایرانی

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1396/08/29

ادامه مطلب

متن مقاله : چرا از طریق موسیقی و ترانه زبان انگلیسی را بیاموزیم؟ | تاریخ ثبت : 1396/08/29

کلید یادگیری درست زبان انگلیسی چیست ؟ آیا اراده و پشتکار لازم است یا زبان یک استعداد خدادادی است؟
به نظر من هیچ کدام از این دو مورد درست نیست. راه یادگیری انگلیسی، جذاب کردن یادگیری آن از طریق عادات و ابزارهای صحیح است و یکی از بهترین این راه ها همواره با شما همراه بوده است، این راه دقیقا درون تلفن هوشمند شما قرار دارد.
 اگر تا حالا به این فکر نیفتاده اید، مهم نیست، هنوز هم برای شروع دیر نشده- انگلیسی را از طریق موسیقی و آهنگ بیاموزید.
چرا از طریق موسیقی و آهنگ زبان انگلیسی را بیاموزیم؟ آهنگ ها چه خاصیتی دارند که تبدیل به ابزارهای موثر در یادگیری انگلیسی شده اند؟

  • این راه نتیجه بخش است: مدارک علمی بسیار وجود دارد که نشان می دهد موسیقی می تواند فراگیران زبان های دوم را در یادگیری گرامر، دایره لغات و هجی کردن کمک نماید. و به جز این می توان به "اثر موتزارت" اشاره کرد، مفهومی که در آن با گوش دادن به موسیقی کلاسیک، عملکرد وظایف مغزی مانند یادگیری فزونی می یابد.
  • از زبان روزمره و محاوره ای استفاده شده: موسیقی و آهنگ ها تقریبا همیشه دارای لغات، اصطلاحات و عبارت های مفیدی هستند و از آنجایی که مخاطبان این آهنگ ها معمولا زبان مادری شان، انگلیسی است، اصطلاحات و محاوره های صورت گرفته به روز هستند. اگر موسیقی درستی انتخاب کنید، زبان استفاده شده در آن ها معمولا قابل استفاده و غیر رسمی است.
  • با آوای انگیسی آشنا می شوید: گوش فرا دادن به آهنگ ها به شما اجازه می دهد که بر تلفظ تان تمرکز کنید و درک خود را از ریتم و آوای این زبان بالا ببرید.
  • زبان انگلیسی در ذهنتان باقی می ماند: بسیاری از کلمات و الگو ها در طول یک آهنگ مرتب تکرار می گردند و این باعث می شود که این کلمات در ذهن شما باقی بماند. احتمالا این را خودتان هم می دانستید. موسیقی قدرت خاصی برای تثبیت در مغز شما دارد. تمام این مسائل به شما کمک خواهند کرد تا از طریق حفظ شدن لغات و اصطلاحات، انگلیسی را راحت تر بیاموزید. در واقع، بعد از مدت کوتاهی امکان ندارد بتوانید آن ها را فراموش کنید.
  • آهنگ ها احساسی هستند: رابطه ی ما با موسیقی، عمیق، قدرتمند و پر مزیت است. موسیقی مانند کلیدی عمل می کند که احساسات ما را آزاد می سازد، بر وضعیت روحی ما تاثیر می گذارد و سلامت جسم و روح ما را بالا می برد. وقتی چیزی احساسی باشد، یاد آوری آن راحت تر خواهد بود.
  • گوش دادن به موسیقی یک عادت کم دردسر است: یکی از دلایلی که افراد یادگیری زبان را مشکل می دانند این است که زمان اضافی برای تمرکز روی این مسئله ندارند. اما وقتی شما از طریق موسیقی به یادگیری زبان انگلیسی بپردازید، لازم نیست وقت زیادی برای آن کنار بگذارید چرا که می توانید آن را هرجا که می روید با خود ببرید. شما می توانید در ماشین، آشپزخانه و یا در حمام آهنگ های انگلیسی زبان گوش دهید. و با انتخاب موسیقی مورد علاقه تان شما می توانید یک آهنگ را بار ها و بار ها گوش کنید و از آن خسته نشوید.
  • موسیقی به شما فرهنگ انگلیسی می آموزد: موسیقی به شما در مورد فرهنگ انگلیسی زبانان اطلاعات می دهد و به شما می آموزد که آنان چه احساس و تفکری دارند. آشنایی با آهنگ ها و هنرمندان مشهور می تواند موضوع مکالمه ای با دوستان انگلیسی زبانتان، به شما بدهد.
  • منبع: http://www.languageties.com

خروج

چرا از طریق موسیقی و ترانه زبا ...

چرا از طریق موسیقی و ترانه زبا ...

چرا از طریق موسیقی و ترانه زبا ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1396/08/29

ادامه مطلب

Back to Top

STYLE SWITCHER

Colors
Boxed Layouts
Menu Hover Effect
Dropdown Styles